محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

837

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

و آب انار ترش و شيرين و امثال آن و نشستن در طبيخ برك و ساق آن جهت احتباس حيض و اخراج مشيمه و طلاى آن با عسل جهت بثور لبنيه و قوبا و قروح رطبهء سر و نخاله آن و بهق و جرب متقرح و با برك انجير سياه و زيره جهت كزيدن ابن عرس و با چند و روغن زيتون جهت جذب سم عقرب و با سركه جهت تحليل رطوبات غليظه و ورم اعضا و ضماد بيخته آن جهت گشودن دمل و تضميد محرق آن با عسل جهت ازاله رنك خون منجمد در تحت پلك چشم و با روغن بان جهت داء الثعلب و روغنى كه در آن سير مكرر جوشانيده باشند جهت جمود خون در اطراف بدن و شقاقى كه از برودت باشد و مفاصل و قولنج بلغمى و سحج شربا و ضمادا نافع و غرغره با سركه ترشى سير جهت اخراج زلوئى كه در حلق مانده باشد و جهت ذبحه مفيد و مضمضه طبيخ آن با كندر جهت درد دندان بارد مفيد و بدلش پياز عنصل و سير صحرائى و طلاى آن با نوشادر جهت برص و بهق و بازفت جهت داخس و خشونت ناخن و كجى آن و طبيخ آن كشندهء قمل است ترياق الثوم [ معروف بدواى شافيه ] در احاديث وارد است كه ترياق معروف است بدواى شافيه و اين ترياقى است كه حضرت جبرئيل ع از براى حضرت موسى ع آورده در حالتى كه فرعون ضيافت آن حضرت ع و قوم او كرده بود و در جميع طعامهاى سم داخل كرده موسى ع بقوم خود پيش از خوردن طعام به هر يك به قدر سر سوزنى ازين ترياق خورانيده از آن طعامهاى مسموم متضرر نشدند و اين ترياق نافع است از براى سرفه كهنه و تازه و لقوه كهنه و تازه و فالج كهنه و تازه و از براى دبيله و كزاز و ريح شوكه و درد چشم و ريح سبل و از براى شعر منقلب و از براى درد پاى مزمن از بلغم خام و از براى ضعف معده و از براى ام الصبيان و از براى فزع زنان ابستن در خواب و سلى كه شروع به تقيح كرده باشد و زرداب بطن كه علت استسقا از آن حادث مىشود و از براى كزيدن جانوران سمى و كزيدن مار و عقرب و از براى جميع سموم و اعظم و اكبر ترياقات است صنعت آن بكيرند سير بستانى مقشر يك جزو و آن را شكسته نرم كوبيده هر مقدار كه خواسته باشند و در پاتيلى كرده برافروزند در زير آن آتش ملايم و بريزند بر آن روغن كاو آن مقدار كه از سر سيرها بركردد و باتش ملايم به‌پزند تا روغن را جذب كند و چون ديكر روغن را جذب نكند شير كاو و يا شير بز تازه دوشيده بدستور روغن بر روى وى كنند و باتش ملايم پزند تا شير را جذب كند پس بكيرند شهد سفيد خوشبوى مصفى و بجوشانند و كف آن را بكيرند تا ديكر چيزى از موم و رغوه و عكر در آن نماند پس آن سير را در آن بريزند برافروزنده در زير آن آتشى بسيار نرم تا باهستكى بقوام آيد پس بكيرند ده درم شونيز پاك كرده و بكوبند از غير پختن و پنج درم فلفل و مثل آن مرزنجوش و هر دو را نرم بكوبند و همه را داخل كنند در آن سير مطبوخ با عسل و غيره و بكردانند آن را مانند خبيص يعنى چنكال حالكونى كه بوده باشد بر آتش پس فرود آورده آن را سرد كرده در ظرفى كنند و محافظت نمايند از غبار و باد و ظرفى را كه اين معجون در آن ميكنند بايد كه از سمن بقرى چرب نمايند معجون را در آن كنند و آن را در جو و يا در خاكستر دفن كنند و چهل روز بكذارند كه مزاج كيرد و اين دوا هرچند كهنه‌تر شود بهتر ميكردد و شربتى ازين ترياق يك نخود است در ساعتى كه برسد به اين كس اذيتى شديد و در حديث شريف وارد است كه چون يك ماه از ساختن اين دوا بكذرد پس آن نافع است از براى ضربان دندآنها و جميع امراض كه به حركت درآمده باشد از بلغم بعد از آن‌كه فراگرفته شود از آن بر ناشتا مقدار و نصف جوزى و چون در آيد به ماه دويم از ساختن آن پس آن را نيكو است از براى حمى نافض و بايد كه فراگرفته شود از آن وقت خواب مقدار نصف جوزى و آن نافع است در نهايت نفع از براى هضم طعام و هر مرضى كه بوده باشد در چشم و چون درآيد به ماه سيوم پس آن نيكو است از براى مره صفرا و بلغم محترق و هيجان هر علت كه بوده باشد از صفرا وقتى كه فراگرفته شود صبح ناشتا و چون در آيد آن را ماه چهارم پس آن نيكو است از براى ظلمت چشم و نفسى كه ميكيرد مرد را و حركت مىكند و ميكيرد درد شب وقت خواب و چون درايد آن را ماه پنجم فراگرفته شود روغن بنفشه يا روغن كنجد و فراگرفته شود ازين دوا مقدار نصف عدسى و حل كرده شود بروغن مذكور و سعوط كرده شود بان از براى صداع مطبق يعنى صداع دائمى كه نبوده باشد آن را نوائب و چون بيايد آن را ماه ششم فراگرفته مىشود از آن قدر عدسى و سعوط كرده مىشود بان از براى صاحب شقيقه با روغن بنفشه در جانبى كه در آن جانب مرض است و بايد كه سعوط كرده شود بان بر ناشتا اول روز و چون درآيد ماه هفتم نافع است از براى رياح اذن هرگاه بچكانند در كوش حالكونى كه حل كرده باشند مقدار عدسى از آن در روغن كل سرخ اول روز و وقت خواب چون درايد بر آن ماه هشتم نافع است از براى مره صفرا و مرضى كه در آن خوف اكله است آشاميده شود با آب و ماليده شود با هر روغنى كه خواسته باشند بر موضع مرض بر ناشتا اول طلوع افتاب و چون درآيد بر آن ماه نهم نافع است باذن اللّه تعالى از براى سدد بسيارى خواب و هذيان در خواب و ترس و فزع است وقتى كه فراگرفته شود با روغن تخم ترب بر ناشتا و وقت خواب مقدار عدسى ازين دوا و در نسخه ديكر بجاى سدر سدد است چون درايد بر آن ماه دهم نيكو است از براى مره صفرا كه حادث مىشود صاحب آن را مليله و تب باطنى و اختلاط عقل چون بكيرند از آن عدسى با سركه و سفيده تخم مرغ و بياشامند بر ناشتا با هر روغنى كه خواسته باشند و وقت خواب و چون بكذرد بر آن ماه يازدهم نافع است از براى مرهء سوداوى كه حادث مىشود صاحب آن را فزع و وسواس چون فراگرفته شود از آن مقدار نخودى با روغن كل سرخ و آشاميده شود بر ناشتا مقدار نخودى و آشاميده شود وقت خواب پس بايد آن مقدار نخودى كه وقت خواب مىآشامند به غير روغن باشد و چون برسد آن را ماه دوازدهم مىباشد نافع از براى فالج كه تازه حادث شده باشد و فالج كهنه چون فراگرفته شود از آن مقدار نخودى و بايد كه وقت خواب رنك نمايند هر دو پاى او را بزيت كه نمك طعام در آن داخل كرده باشند و شب ديكر هم مثل شب اول پرهيز كنند از سركه و شير و آنچه از شير فراگرفته باشند و از بقول و ماهى و غير اينها هرچه خواسته باشند بخورند و چون برسد به ماه سيزدهم نافع است از براى دبيله و خنده بىسبب و بعبث مرد با ريش خود بازى كردن چون بكيرند از آن مقدار نخودى و در آب سداب تازه حل كرده اول شب بياشامند چون برسد اين دوا بماء چهاردهم مىباشد نافع از براى تمام سموم و اكر بوده باشد كه آشاميده باشد سمى بايد كه بكيرند تخم بادنجان و كوفته باب و بر روى آتش بجوشانند پس آن را صافى نموده بياشامانند ازين دوا مقدار نخودى يك مرتبه يا دو مرتبه تا سه مرتبه يا چهار مرتبه با آب نيم كرم و از چهار مرتبه تجاوز نكنند و بايد كه بياشامند آن را نزد سحر و چون برسد اين دوا بماء پانزدهم پس بدرستى كه نافع است از براى تخمه و بلغم خام و از براى ابرده و ارواح هرگاه فراگرفته شود از آن مقدار نصف بندقه و با خرما بجوشانند آن را وقتى كه به رختخواب روند و بياشامند در آن شب آشاميدنى